خرید بک لینک
یاسای چنگیز | طاهره.الف و فاطمه .قاف, [۱۹.۰۷.۱۶ ۱۳:۱۶]
#پست_سی_و_یکم

" دورخیز کردم و یه شوت محکم. توپ از جاش بلند شد و مستقیم رفت سمت در خونه.
با ذوق منتظر بودم بخوره به در و صدای بوم بیاد که در باز شد؛ چنگیز اومد تو و همون لحظه توپ رو روی هوا گرفت و نگاهشو دوخت بهم. ترسیدم.

برچسب: صورتکها پست سی ام,پست سي وپنجم رمان وحشي امادلبر, نویسنده: آرمان قنبری تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 0:34

صفحه بندی